شــب دوم
مي خوام از چيزي حرف بزنم كه بر دلم سنگيني مي كند....
از دردي كه ......
سال ها غم و اندوه بشریت را بدوش می كشیم ، نمی دانم این چه دردیست !
این اولین باری است كه این گونه می نویسم. زخم های سال ها بی عدالتی و ظلم به ناگاه در ماه ی دهان باز كرده اند ،كه من حتی غم های گذشته اش را هضم نكرده ام چه برسد بر .....
در حالی مشغول نوشتن این پست هستم كه چه بسیار پدران و مادرانی كه از ترس ریزش سقف خانه هایشان ( البته اگر سقفی مانده باشد!؟) تا صبح به خود می لرزند و بار ها بر سر رختخواب فرزنداشان می روند، و با نگاهی از ترس و واهمه، كه نكند! این آخرین باری است كه آنها را می بینند لحظات امشب را می گذرانند.
بر خلاف كودكان ، دیگر نقاط جهان كه از خستگی ناشی از بازی ها و فعالیت های روزانه خود سر بر رختخواب گرم خود گذاشته اند ، امشب در غزه كودكانی هستند كه امروز بازیشان این بود ، كه چشم به آسمان بدوزند و با صدای سوت موشك ها و حركت هواپیماهای جنگی ،به این سو و آن سو بدوند و در جایی مخفی شوند تا شاید ، شاید پیدایشان نكنند؟! آن دسته از كودكان كه پیدا نشدن و توانستن فرار كنند امشب را خسته و ناتوان با غمی بر دل بخاطر از دست دادن هم بازی های قدیمشان سر بر ...... نمیدانم به چه؟ چیزه نرمی پیدا میكنند! كه سر را بر آن بگذارند و بیارامند؟ فردا باید دوستان جدیدی را پیدا كنند!
پیرمردی كه با یك دنیا حسرت و خاطره به درختان زیتون سرزمینش می نگرد ، درختانی كه اكنون از كمر خم شده اند ، پدری هم غم از دست دادن پسرانش كمرش را شكسته است ، و مادری كه نمی داند با فرزندان یتیمش چه كند!
هيچكدام از كلمات نمی توانند به فریاد این غم و باز مانده گانش برسد ، سال هاست این كره خاكی، بومی بوده است برای ترسیم چنین فاجعه هایی ، این نه اولین بوده است و نه آخرین ، كه كاش آخرین باشد. اما مگر می توان اشك های دختر بچه ای را دید و آرام نشست! مگر می شود صدای شیون زنان را شنید و كاری نكرد! كاش زمان متوقف شود ، و جهان بیشتر از این خاطراتی بد را ،در صفحات تاريخ زندگی انسان ها ثبت نكند.
بدنبال تصویری بودم كه در ضمیمه این مطلب قرار دهم ، اما حتی تحمل دیدن آن تصاویر را هم نداریم ، با خودم می گویم چگونه انسانی می تواند این تصاویر را خلق كند؟!
"به راستی اگر امروز حسین بن علی بود ، بر چه چیزی اشك می ریخت ؟ شمر زمانه كیست ؟ شمر هزار و سیصد سال پیش مرد ، شمر امروز را بشناسیم".
پي نوشت : دوستی جاي گفته بود :" آخه یکی بهم میگفت ... وقتی شبا روی این رخت خواب گرم میخوابی چطور از مشکلات مردم میشه نوشت ؟ !" بايد درد را بشناسيم.....
پي نوشت : در صفحات تاريخ كم نبوده اند چنين روز هايی، و همكنون هم هستند سرزمين هايی و انسان هايی كه روزگار شان تلخ و سياه است ، فرقي نمي كند متعلق به چه فرقه و تفكري باشند(اگر هم كيش يا هموطن باشد وظيفه ما سنگين تر مي شود ) ، نمي توان در برابر ظلمی كه به انسان ها مي شود هميشه سكوت كرد ، امروز غم های غزه بهانه ای شده است ، براي فرياد ها ، ناله ها و اعتراض به بی عدالتی ها.
---------------------------------------------
سلام
منم قاناي زخم و زيتون
منم غزه
با آسماني پر از فرياد
و زميني كه خيس مي سوزد
منم قاناي پير
غزه ي سرخ
جايي در غربت جهان . . .
با درختاني يتيم
و كودكاني كه سبز مي ميرند . . .
دستانت را مي خواهم
و مرثيه هايت را . . .
دلم خون است و آتش
و مادرانم ، دختركاني كه ديريست شيون نمي كنند
و دختركانم ، مادراني كه رقص نمي دانند
وقت بگذار و جوابم را بده
اينجا صندوقهاي پست شهيد شده اند
و نامه ها را كبوتراني كه لباس كلاغ پوشيده اند برايم مي آورند
هرجا كلاغي ديدي مهربان باش
آسمان غزه كبوتر ندارد
و درختانش سالهاست كه روي بهار نديده اند
يادت نرود بين سطرهايت كمي باران بفرست
و ابرهائي كه براي كودكانم شادي بياورند
وقت بگذار
من تنها دستانت را مي خواهم
و مرثيه هايت را . . .
دلم عجيب گرفته است
---------------------------------------------
كاريكاتوريست ها ، براي غزه .....
اينجا را حتما رصد كنيد .....
غزه در كجای اين كره خاكيست؟!