بودن يا نبودن .......؟!
سلام . . .
مدت هاي زيادي هست كه خودم به اينجا حتي سر هم نمي زدم..
واسه همين هم از شما توقع ندارم بيايد و سرك بكشيد ببينيد چه خبره .
نمي دونم اينجا رو كمپلت از بين ببرم(در حالي كه هيچ وقت دوست نداشتم چيزي رو از بين ببرم) و يه جاي ديگه رو انتخاب كنم واسه ساختن و يا .....
اما چيزي كه هست اينه كه مي خوام بيام و يه حركت هايي انجام بدم.. اما حتما متفاوت از قبل ، نمي دونم تا دفعه بعد كه مي آم و اعلام مي كنم كه چه خواهم كرد چقدر طول بكشه ، اما اين رو بدونيد كه مي خوام بازم هم بيام ، و وقتي مي آم كه يه هدف درست و مشخصي داشته باشم .
فعلا ميروم تا خودم رو پيدا كنم . . . . .
»
نوشته شده در یکشنبه 31 شهریور1387ساعت   توسط Neoelia
|
انا انزلناه فى ليلة القدر . . .
|

|
باور نمي كنيم كه شمشيري پركينه، اقيانوسي را توان شكافتن داشته باشد. باور نمي كنيم كه ضربتي نفاق آميز، خورشيد را از نورانيّت اندارد. و امشب سرخ ترين پرواز نماز، از رواق خون گرفته محراب بندگي است. شب جان سوزترين ناله هاي نخلستان!
|
»
نوشته شده در شنبه 30 شهریور1387ساعت   توسط Neoelia
|