این پست رو تقدیم می کنم به همه کسانی که در این روزها هنگام غروب آفتاب یا سر سفره افطار دلشون واسه این آوای ماندگار تنگ شده

ربنای اول، سوره آل عمران از سوره های مدنی - آیه شماره 8
متن عربی :
رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ
ترجمه فارسی :
بارالها ، دل های ما را به باطل میل مده پس از آنكه به حق هدایت فرمودی ، و به ما از لطف خویش اجر كامل عطا فرما كه همانا تویی بخشنده بی عوض و منت .
ربنای دوم، سوره مومنون از سوره های مكی - آیه شماره 109
ترجمه فارسی:
زیرا شمایید كه چون طایفه ای از بندگان صالح من روی به من آورده و عرض می كردند بارالها ما به تو ایمان آوردیم ، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهربانی فرما كه تو بهترین مهربانان هستی .
ربنای سوم، سوره كهف از سوره های مكی - آیه شماره 10
ترجمه فارسی :
آنگاه
كه آن جوانان كهف ( از بیم دشمن ) در غار كوه پنهان شدند از درگاه خدا
مسئلت كردند بارالها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتی عطا فرما و بر ما
وسیله رشد و هدایتی كامل مهیا ساز .
ربنای چهارم ، سوره بقره از سوره های مدنی - آیه 250
ترجمه فارسی :
چون آنها در میدان مبارزه جالوت و لشكریان او آمدند
از خدا خواستند كه بار پروردگارا به ما صبر و استواری بخش و ما را ثابت قدم
دار و ما را بر شكست كافران یاری فرما .
دانلود دعای زیبای ربنا با صدای ماندگار استاد شجریان حجم: 502.5 KB
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورندی لقمههای راست شد
لب فرو بند از طعام و از شراب
سوی خان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
شرط جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شبها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگی
دانلود مثنوی افشاری حجم: ۳۱۳ KB



روح فریدون مشیری شاد که این چنین سرود ...
گفت دانایی که: گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!
لاجرم جاری است پیکاری سترگ
روز و شب، مابین این انسان و گرگ
زور بازو چاره ی این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش
وی بسا زور آفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند
در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی هم چو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند
اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگ ها فرمانروایی می کنند
وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب